الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

135

كفاية الأصول ( فارسى )

1 - از راه تبادر ، معناى حقيقى را بازشناسيد و علم به وضع پيدا كنيد . 2 - علم به وضع نيز مترتب بر تبادر مىشود . پس : توقف دو شىء بر يكديگر لازم آيد و اين دور است . حال : دور محال است و باطل . مستلزم محال ، محال است . پس : تبادر هم محال و باطل است . * حاصل مطلب در « الموقوف عليه ، غير الموقوف عليه . . . » چيست ؟ پاسخ جناب آخوند است به اشكال مذكور مبنى بر اينكه : دور اينست كه : 1 - موقوف و موقوف عليه متحد باشند كه در نتيجهء تقدم شىء بر نفس لازم آيد . 2 - تقدّم شىء بر نفس محال است . و لذا : دور محال است . لكن : اگر در جايى و به حسب واقع ، موقوف غير از موقوف عليه باشد ، دور نمىباشد ، هرچند به حسب صورت دور باشد و ما نحن فيه از اين قبيل است . * چرا ؟ زيرا : اگرچه صورتا همين است كه تبادر موقوف بر علم به وضع و علم به وضع و معناى حقيقى موقوف بر تبادر است ، لكن به حسب واقع ، علم به وضع در دو طرف اين دور باهم فرق دارند . يعنى : وقتى گفته مىشود كه تبادر موقوف بر علم به وضع است از آن معنايى غير از علم به وضعى كه موقوف بر تبادر است اراده مىشود . پس : صرفا اتحاد در اسم موجب اين شبهه شده است كه علامت بودن تبادر مستلزم دور است . * با توجه به عبارت معناى مورد نظر علم اجمالى و علم تفصيلى در اينجا چيست ؟ 1 - علم اجمالى ارتكازى ( و يا علم بسيط ) اينست كه : معنا در ذهن شما مرتكز و ريشه‌دار است و لكن شما توجهى به آن نداريد و به عبارت ديگر :